دختر کوچه آقاقیا
دخترِ کوچهی آقاقیا
با صدای نرمِ آب
قدم به خانهمان گذشت
سلامی داد، من هم با شرم سلام دادم
استکان چایش
از خجالت بوسهای سرخ شد
پر از نور و شور شد
خانهی دل ما گرم و روشن شد
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 8:23 توسط مجید بوشهری
|